close
تبلیغات در اینترنت
...

برای حمایت از ما روی تبلیغات کلیک کنید


کافی نت

س امرو اهواز خیلی سرده...الان سپیده نشسته پیشمو در ی تلاش خعلی ناجوانمرردانه داره سعی میکنه آبرومونو ببره...من دگ باس برم بای

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره :

شعر شاعر تمام شده از مهدی موسوی(شاهینم اجراش کرده)

به کودکم که نشسته ست در سر و رَحِمت!

به عشق: پایان بندی ِ روزهای غمت

به افتضاح ترین حالت درونی تو

به رگ زدن هایم روی خواب خونی تو

به پنجره که به مشتی تگرگ چسبیده

پریدن از خوابی که به مرگ چسبیده

به کودکی که به سختی ادامه می دهدم

به دختری که پس از مرگ نامه می دهدم!

به ماه های رسیده به سال و بعد سده!

به کلّ «می دهدم»های توی ذوق زده

به اینهمه چسبیدم که شعرتان بکنم

که عشق را وسط مرگ امتحان بکنم!

2

تشنّجم در دستت، تو و زمین لرزه

فرار کردن ِ از سال ها زن هرزه

به فیلم دیدن، در مبل های یک نفره

به زندگی چسبیدن شبیه یک حشره

به هرزگی تنم روی داغی نفسی

به شعرخواندن من روی تخت خواب کسی

به بحث ِ علمی ِ آهسته ی ِ در ِ گوشت!

مقاله خواندن، از دیدگاه آغوشت

به گریه کردن من در حقوق جاری زن

به بوسه های تو با نقد ساختارشکن

به بغض کردن و مُهر طلاق را خوردن

به پارک/ رفتنت و چای داغ را خوردن

درست می میرم تا تو را غلط نکنم!

به اینهمه می چسبم که گریه ات نکنم

3

نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است

به خیسی چمدانی که عازم سفر است

من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم

که سرنوشت درختان باغمان تبر است

به کودکانه ترین خواب های توی تنت

به عشقبازی من با ادامه ی بدنت

به هر رگی که زدی و زدم به حسّ جنون

به بچّه ای که توام! در میان جاری خون

به آخرین فریادی که توی حنجره است

صدای پای تگرگی که پشت پنجره است

به خواب رفتن تو روی تخت یک نفره

به خوردن ِ دمپایی بر آخرین حشره

به «هرگز»ت که سؤالی شد و نوشت: «کدام؟»

به دست های تو در آخرین تشنّج هام

به گریه کردن یک مرد آن ور ِ گوشی

به شعر خواندن ِ تا صبح بی هماغوشی

به بوسه های تو در خواب احتمالی من

به فیلم های ندیده، به مبل خالی من

به لذّت رؤیایت که بر تن ِ کفی ام...

به خستگی تو از حرف های فلسفی ام

به گریه در وسط ِ شعرهایی از «سعدی»

به چای خوردن تو پیش آدم بعدی

قسم به اینهمه که در سَرم مُدام شده

قسم به من! به همین شاعر تمام شده

قسم به این شب و این شعرهای خط خطی ام

دوباره برمی گردم به شهر لعنتی ام

به بحث علمی بی مزّه ام در ِ گوشت

دوباره برمی گردم به امن ِ آغوشت

به آخرین رؤیامان، به قبل کابوس ِ ...

دوباره برمی گردم، به آخرین بوسه!


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

روزنوشت:دختری ک رقص بلد نی+شاعر تمام شده

سلام...ی چی میگم اصن خنده دار نی...اصنم مهم نی...ولی همه الان تو حیاط آهنگ گذشتنو دارن میرقصن...و منم ب زور برده بودنو داشتن دورم میرقصیدن...منم ک کلا رقصم تعطیل...فقط عینهو منگلا داشتم نگاشون میکردم...الان داش ی آهنگ از عماد طالب زاده پخش میشد...این آهنگو اولین بار تو ی شب سرد زمستون ک خیلیم ناراحت بودم شنیدم...ولی الان ناراحت نیسم...خیلی دوس دارم برگردم ب همون روزایی ک ۱۰ تا ده تا روزانه آپ میکردم و هر عکس چرت زاقارتی ک ا مسی پیدا میکردم کلی میذوقیدم...خیلی دوس دارم دوباره بیام تو وب خودم...نظرارو بخونمو ج بدمو ب دوستام سر بزنم...ولی نمیشه...چون چیزی ک رفته دیگه برنمیگرده و لحظه های الانم...همینا ک دارن میگذرنم ی رو واسم آرزو میشن...دوس دارم برگردم ولی نمیتونم...خیلی خوشحالم ا این ک بعده این همه مدت بعضیا ب وبم سر زدنو حتی نظرم گذشتن...هییییی...چی بگم...نمیتونم بگم اینجا تعطیله ولی...فعلا آپ تعطیله...مثه تعطیلی لیگمون میمونه...میگن تعطیل شد ولی فقط واس دوهفته...پ منم برمیگردم... : )

ی قسمت از آهنگ شاعر تمام شده شاهین:نگاه میکنم از غم به غم ک بیشتره...ب خیسی چمدانی ک عازم سفر است...من از نگاه کلاغی ک رفت فهمیدم ک سرنوشت درختان باغ من تبر است...


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره :

روزنوشت:اسم خاصی نداره چون محتوای خاصی نداره:)

س...دوس داشتم تا اینجام ی مطلب کوتاه دگ بنویسم...دارم آهنگ وبمو گوش میدم...مامانمم ک نشسته بود کنارم دکش کردم...آهنگ وبمو دوس داره...من الان تو....بیخیال...فقط خونه نیستم...از خونه و تختم خیلی دورم...دلم برا تختم تنگ شده...و اتاقم ...و بیشتره همه واس زمین فوتبال روب رو اتاقم...ورزشگاه شاهین اهواز...الان ی تیشرت رنگ رنگی و ی شلوارک مسخره آبی پوشیدم...موهامم ک مثه همیشه پیچیدم...خیلی مشکی و نرم و بلندن...باتیکه تیکه های قهوه ای ک خودم توشون زدم...ازشون بدم میاد...امروز برمیگردم خونه...اتاق من واقعا نفرت انگیزه...حالم از دیدنش ب هم میخوره...ولی من همیشه مرتبش میکنم و همش ی شیشه پاکن و پارچه گردگیری و جاروبرقی دستمه و دارم گردگیری و تمیزمیکنم...ی جای نفرت انگیز زشتو ک حتی ارزش نگا کردتم نداره دارم تمیز میکنم...حیف اون شیشه پاکنی ک برا اتاق من مصرف شه...داشتم میگفتم...اتاق من واقعا زشته ولی من دوس دارمش...و چقد غم انگیزه ک من ی مکان ک خودمم ب آشغال بودنش ملتفتم!!رو دوس داشته باشم...از مسافرت بدم میاد...و از رو زمین خابیدن...خیلی بده...دوتا خاهرم و دختر خاله بدجنسم ک فک کنم در آینده جلاد میشه...الان داره خاهرمو میزنه و با اون صدای بچه گوه میگه تو دخترخاله من نیستی....الان برگشتم و خیلی جدی بهش گفتم دفعه بعد ک خاهرمو بزنی ی اتفاق بدی برات میوفته سارینا...وختی اومدم خونه اولین کاری ک میکنم اینه ک کولرمو میزنمولباسامو در میارمو ی نیم ساعت دراز میکشمروتختم...بعدش بلند میشم و میرم حمومو بعدم ک برنامه همیشه...من باید برم ...فعلا...


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره :

روزنوشت:من رفتتتتتتتتم!!!

دوس داشتم امروز ی چیزی بنویسم...البت فعلا قصد ندارم دگ پست بذارم...اصن حوصل ندارم...در واقع اون جمله ک میگف حوصل جون خودمم ندارم الان در مور من صدق میکنه...ینی همه چی دروغه فقط تویی و خودت...ینی همه چی دروغه خودتو گول نزن...هرکی دست راستشو دراز کرده...توی دست چپش خنجره خوب ببین...حتی تو ک تو بغلمی و از عشقی...دم میزنی و اشکت دم مشکی هس ولی فکرت پیش کسیه ک وختی...گیج میشی پولشو میبینی...هرکی دنبال چیزیه توی کس دیگه رابطه ینی ی معامله ک سود بده...تا جایی ک مصرف بشی ارزش داری اینو میگن ارزش انسان آره حاجی...

همه آدما بدبختن ولی خوشبخت اون آدمیه ک ندونه میزان بدبختیش چقده...درواقع اون آدمی ک احمق تر باشه راحت تر زندگی میکنه...من میفکرم درصد زیادی از ادما در این مورد احمقن و من بر اثر ی اتفاقی اونم ن ب اختیار خودم ی قسمتی از بدبختیمو دیدم...تکرار میکنم...ی قسمت کوچیکشو و ی ماهه ک تو کفم...فوتبالا رو دنبال میکنم...مثه بقیه مردم بیرون میرم...خرید میکنم...غذا میخورم...کلاس میرم و شبا آهنگ گوش میدمو قهوه میخورم...ولی ن تلخ...همیشه کلی شکر توش میریزم...در موردش حرفی نمیزنم...هیچ کسم نمیدونه چمه...بقیه خانوادم در مورد من فقط میگن ک من خیلی ساکتم...و همه میفکرن من بد اخلاقم خاهرم میگه آجی هیچوق نمیخنده!!و اخلاق عوضیانه دگ...

فعلا خدافظ...حالا حالاها نمیام و فقط میخام بگم فعلا اینجا تعطیله...ب نظرام نمیتونم بجوابم...


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره :

ی روزنوشت کوتا تا وبم حذف نشده!:(

سلام...من برگشتم...البت برگشته ب-و-د-م ولی حوصل وبلاگو اینارو نداشتم...نقل و انتقالات خیلی جالب داره پیش میره...قاضی رفته استقلال و جباری!!رفته سپاهان!!اروپام بد نی...آمروزینی رفته فیورنتینا...کاوانیم ک نگو دگ...همه تیمای جهان دارن بش پیشنهاد میدن...جام کنفدراسیون ها تموم شد...اون نیمار*****هم کلی گل زدو پاس گل داد ولی در نهایت فرناندو تورس من!(و البت فرد برزیلی)مشترکا آقای گل شدن...اسژانیا ی فاجعه بود...ی پیکه ک دلت میخاد ی جا خفتش کنیو بکشیش ولی راموس خوب کار کرد...حمله ک نگو...دقیقا ب این جمله رسیدم ک هیچکدومشون نتونستن کار مفیدی انجام بدن...برزیلیا تیم خیلی اعجاب انگیزی نبودن...حتی میتونم بگم با این بازیکنای جوونش خیلیم اشتباه میکرد ولی...داوید لوییزم ک جدیدا ازش بدم میومد دگ دوسش دارم...دماغشم شکست...اسکارم بود و نیمار*****م بود...نمیتونم انکار کنم ک بازیکن خوبیه ولی افتضاح تکروئه...دقیقا توژو اونقد جلو میبره ک محکم میخوره تو این تبلیغای کنار زمینو نفله میشه ولی پاس نمیده!ینی بذا بیاد بارسا...بخاد اونجا اینجوری بازی کنه و بخاد ب مسی پاس نده نیمکت نشین میشه عین سگ...من میرم دگ اگه حالشو داشتم بقیه شو مینویسم نهارم داره صدام میکنه...(خودم درستش کردم لعنتی!)پس فعلا...

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره :

روزنوشت:ی روز اف اف+دعوا با ی اس دقی+روزی ک نوشابه من پرت شد تو صورت ی پسری

امرو صبح وقتی ساعت 6 ساعت گوشیم با صدای آهنگ جام جهانی2010 بیدارم کرد هرگز فکر نمی کردم همچین روز زاقارتی قراره بیاد...5 مین بعد ی کله بالا سرمه داره میگه پاشو مامیم بود...گفتم برو من میام...5 مین بعد ک پاشدم دیدم هنوز بالا سرم ایستاده گفتم مادر من تو کارو زندگی نداری خو برو دنبال کارت!بلند شدم صورتمو شستمو مسواک زدم..رفتم شاشیدمو اومدم لباس پوشیدمو کیفمو آماده کردم...ی شیرکاکائو و ی کیک گرد پرتقالی گذاشتم تو کیفم!(گرد بودنش مهمه چون دوقلوشم هس ولی مزه گه سگ میده!)وقتی رسیدیم مدرسه ساعت 7 داشتم ب این شانس...م فوشای +18 میدادمو با دوستم داشتیم میرفتیم پشت مدرسه ک زر بزنیم...ی دفه دیدممعاونمون ک پاشم شکسته لنگون لنگوم اومده میگه پاشد از اینجا...خو ب هرحال رفتیم تو...با دوست اس اسیم سره فرهاد مجیدی آآآآآآآآآشغااااااااال دعوام شده بود...البت خوشحالم هسمو بشم افتخار می کنم چون ب پرس توهینید...اگه ی روزی با مهرزاد دعوام شه صددرصد پیشقدم میشم واس آشتی کردن ولی این ن...توجه نکرده بودم آدم وقتی با یکی قهره چقد وقتی حرکاتشو از دور میبینه احساس حماقت میکنه...امروز منم داشتم از حرفا و حرکات این دوستم (دشمنم)داشتم سرمو می کوبیدم تو میز!!ولی حالا ک در حالت هشیاری دارم میفکرم بش مثه هر روزش بود!البت زیادم مهم نی واسم هنو اونقد تنها و بدبخت نشدم ک برم ناز این تحفه رو بکشم...تازه بگم بتون ممکنه بیاد اینارم بخونه...بعد میاد ی نظر بدون اسم میذاره توش ب من فوش میده...آخی بچم گنا داره بدترین فوشی ک بلنده زهرماره فک کنم...دیشب وسط دعوا بش گفتم جامی ک اس دقیا ببرن میخام ک بره تو***سگ ما نمیخایمش...نمیدونید ی ساعت داش بم میگف بی ادب...چیکار کنه دگ بیچاره مثبته!!ولی واقعا تصمیم دارم از دل مهرزاد دربیارم شاید خیلی تند رفتمو باید ملایم تر میرفتاریدم...آخه عاشقه بدبخت..همه دوستای من یا عاشقن یا مثبت یا کلا چوووووولن!!هیچ کدومشون حالت عادی ندارن...اشتهامو از دس دادم امروز تمام چیزی ک خوردم دوتا شیرکاکائو بوده+ی کیک پرتقالیگرد+ی آبمیوه پرتقال...ناهارم نخوردمولی اشکل نداره دارم حس می کنم یکمم لاغر کنم...البت چاق نیستم برعکس خیلی استخونیم ولی دارم پیشگیری می کنم...تازه نتیجه م داده جدیدا حس می کنم شلوار لیام واسم گشاد شدن...قد من 165 و وزنم 45..چاق ک نیسم هستم؟؟؟دارم آهنگ تلفات جنگ زدبازی رو گوش میدم...ی شلوار بلند خاکستری ادیداس و ی تی شرت صورتی تیره یقه هفت پوشیدم...موهامو با کیلیپس جدیدم ک ازش بدم میاد بالا بستم...خاهر سگم(بزرگه7سالهه)داره با ماژیکاش نقاشی می کشه...اون یکی داره رو مبل وول میخوره...مامانمم داره با تلفن میحرفه..جسد شیرکاکائویی ک خوردم کنار میزه...راسی امروز تو راه مدرسه ک داشتم میومدم یکی از پسرای مجتمعمونو دیدم...ب سپیده گفتم این پسره تو مجتمعمونه ها...گف همون  نبود ک بش نوشابه پرت کردی؟گفتم آره!(ی بار داشتم نوشابه می خوردم ما ی رسمی داریم نوشابه ک تموم شد باید جسدشو بندازیم وسط درختا...خلاصه من نوشابه خالیمو پرت کردم ولی متاسفانه نشونه گیریم بد بودو افتاد رو زمی ولی قبلش پرتاب شد تو صورت این پسره ک داش با دوچرخه کوچولوی خاهرش ک داش زیر هیکل گندش له می شد رد می شد..وای خدا داشتم زمینو گاز میزدم...بدتر این بود ک هیچی بم نگف آخه مامیش دوست مامیمه و قبلا خونشون جفت جفت خونمون بودو منو میشناسه (حدودا سوم چهارم دبیرستانه)...ینی اگه بم فوش میداد سرم داد میزد اینقد ناراحت نمیشدم...فک کنید من مثه ی بچه نی نی سوم راهنمایی بش گفتم ببخشید اونم گف اشکال نداره...الان هروق میبینمش ی جوری فرار میکنمو خودمو ی جایی گموگور میکنم...راسی اسمشم گذاشتیم نوشابه...شنبه امت ریاض دارمو کلی باید نمونه سوال بحلم...ولی نمی ترسم...هیچ وق ب خاطر امتحان استرس نگرفتم چون برام مهم نبوده...راسی نگفتم این دوستم آخره دعوا  بم میگه من میرم بخابم دیگم ج اس نمیدم...میبینید مردم چقد خودشونو چس میکنن ینی اگه اونجا بود بدون شک میشاشیدم تو دهنش منم بش گفتم من احتیاجی ب ج اس تو ندارم خودشیفته...بای!از آدمایی ک خودشونو خیلی چس میکنن خوشم نمیا...دوس داشتم ی دوست داشتم دقیقا از لحاظ ظاهری مثه خودم...علایق آهنگیش مثه من باشه و عشق فوتبال باشه و با هم بشینیم فوتبالا دو تحلیل کنیمو کلی نقشه بکشیم ن مثه این دوستای....م ک میرم واس وب دوستش نظر میذارم بش میگه بش محل نذار خله من بعدا ب حسابش میرسم..وقتیم ک میخام دوکلمه تحلیل فوتبال کنم میگه هیچی نگو اس اس از پرسپولیس سره بارسام ک رقیب نداره...می بینید اصن حرفه ای فک نمی کنه...ولی ب درک منو اون انگار از اول دشمن هم آفریده شدیم...سال ک داره تموم میشه...اون میره دنبال هدفاش و منم میرم دنبال هدفای خودم...بعد فک کنید بعده 15 سال تو ی چهارشنبه همو ببینیم منم از پشت سر بلند میگم هوووی کیسه کش وایسا!!و اونم میگه سحر تویی؟خفه شو تیم ما از  لنگ شما بهتره و کلی کری میخونیم و منم ب کاپیتان تیمشون میگم پول پرست خودنمایی ک عقده بازوبند داره و اونم عین عن قهر میکنه میره!!من دگ برم حوصل ندارم...بای..


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره :

علی کریمی:از کی روش و مردم عذرخواهی می کنم

لازم باشد روي سکوها هم در خدمت تيم ملي هستم

کريمي: از کي‌روش و مردم عذرخواهي مي‌کنم


شماره 8 پرسپوليس بعد از فينال جام حذفي و اتفاقاتي که رخ داد تصميم گرفت بعد از ليست تيم ملي نظراتش را بدهد.


علي کريمي در خصوص نتيجه نگرفتن پرسپوليس در فصل گذشته اظهار داشت: بدون شک در مورد عدم نتيجه گرفتن پرسپوليس در اين چند وقت حرف‌هاي زيادي زده شده و به نظرم خود هواداران دلايل را به اندازه کافي مي‌دانند.

به گزارش فارس ، وي افزود: ما تيم خوبي داشتيم و باشگاه نيز بازيکنان خوبي را جذب کرده بود تا حدي که در ليگ برتر و جام حذفي يکي از شانس‌هاي قهرماني بوديم اما مشکل اصلي ما در ليگ عدم شناخت سرمربي تيم بود.

کريمي ادامه داد: ژوزه بعد از ورود به ايران به نظرم شناخت کافي از فوتبال ما نداشت. او 10 الي 12 روز قبل از مسابقات به پرسپوليس آمد و نتوانست شناخت لازم را نسبت به تيم پيدا کند.

اين بازيکن در خصوص گزينه‌هاي حال حاضر پرسپوليس براي سرمربيگري گفت: من نظر خاصي در خصوص گزينه‌هاي حال حاضر ندارم، بالاخره باشگاه کميته فني و هيئت مديره دارد و تصميم لازم را در اين زمينه خواهند گرفت، اميدوارم بهترين انتخاب در سريع‌‌ترين زمان براي پرسپوليس انجام شود. متاسفانه در يکي دو فصل گذشته از دست دادن زمان به پرسپوليس ضربه زده است.

وي در خصوص خداحافظي از تيم ملي و صحبت‌هايي مبني بر بازگشت او خاطر نشان کرد: بعد از بازي با سپاهان من در بدترين شرايط فوتبالي‌ام قرار گرفتم، چون متاسفانه جام حذفي را در ديدار مقابل سپاهان از دست داديم و از طرفي ديگر آن طوري که شايسته خداحافظي مهدوي‌کيا از فوتبال بود، اتفاق نيفتاد و شرمنده مردم شديم. البته پس از اتفاقاتي که در خداحافظي آقا مهدي پيش آمد شرمندگي ما بيشتر شد.

وي افزود: الان که ليست تيم ملي اعلام شده اين حرف را مي‌زنم تا شک و شائبه‌اي پيش نيايد که من مي‌خواهم با اين حرف‌ها به تيم ملي دعوت شوم. من به ليست تيم ملي احترام مي گذارم.

کريمي ادامه داد: حرف‌هايي که بعد از فينال زدم احساس مي کنم شرايط را براي کي‌روش سخت و تا حدودي هواداران را ناراحت کرده است اما اگر اين طور هست من هم از مردم و کي‌روش عذر خواهي مي‌کنم و اگر هر زمان حتي روي سکوها هم به وجود من نياز باشد با کمال ميل در خدمت تيم ملي کشورم هستم.

کريمي در پايان ياد آور شد: اميدوارم با عزم ملي دست به دست هم دهيم تا در نهايت تيم ملي ايران به جام جهاني برزيل برود. البته باز هم تکرار مي‌کنم خوشحالم حرف‌ها را در شرايطي مي‌زنم که ليست تيم ملي اعلام شده و در خصوص من حرف و حديث به وجود نمي‌آيد، آرزوي قلبي ام موفقيت تيم ملي فوتبال کشورم است تا دل هواداران عاشق فوتبال در ايران شاد شود.




امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره :

مطالب گذشته

» کافی نت »» دوشنبه 25 آذر 1392
» شعر شاعر تمام شده از مهدی موسوی(شاهینم اجراش کرده) »» چهارشنبه 24 مهر 1392
» روزنوشت:دختری ک رقص بلد نی+شاعر تمام شده »» سه شنبه 23 مهر 1392
» روزنوشت:اسم خاصی نداره چون محتوای خاصی نداره:) »» شنبه 19 مرداد 1392
» روزنوشت:من رفتتتتتتتتم!!! »» جمعه 18 مرداد 1392
» ی روزنوشت کوتا تا وبم حذف نشده!:( »» شنبه 15 تیر 1392
» روزنوشت:ی روز اف اف+دعوا با ی اس دقی+روزی ک نوشابه من پرت شد تو صورت ی پسری »» چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392
» علی کریمی:از کی روش و مردم عذرخواهی می کنم »» سه شنبه 24 اردیبهشت 1392
» روزنوشت:داشتن ی خاهر آشغال+من از چ چیزایی بدم میاد؟+راهنمای شناسایی آدمای آشغال! »» یکشنبه 22 اردیبهشت 1392
» ورزش3:جملات معروف سرالکس در زمان مربی گری »» جمعه 20 اردیبهشت 1392
» روزنوشت:قهرمانی اس اس+مهدوی کیا+رحمتی+واس یکی از دوستام »» چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392
» بیوگرافی جیمز برادلی بازیگر نقش ارتور در سریال مرلین! »» چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392
» بالاخره بازیکن مورد علاقه منم دهنشو باز کرد:انصاری فرد:سپاهان تیم خطرناکی است »» سه شنبه 10 اردیبهشت 1392
» ورزش3:لوادووفسکی:پپه گفت چهار گل کافی نیست؟ »» یکشنبه 08 اردیبهشت 1392
» جلسه دومنظوره رویانیان با حسین ماهینی »» یکشنبه 08 اردیبهشت 1392
» ورزش3:فرگوسن:لیورپول حق داشت سوآرز را محروم نکرد. »» یکشنبه 08 اردیبهشت 1392
» ورزش3:حضور نمادین مهدوی کیا:( »» یکشنبه 08 اردیبهشت 1392
» روزنوشت:ی روز گند دیگه ک ب کلکسیونم اضافه میشه=بی ناهاری+مردن بده؟؟؟+آخرین روز عمرم »» یکشنبه 08 اردیبهشت 1392
» ورزش3:لوییس سوارز به حکم محرومیت 10 جلسه ای اش »» شنبه 07 اردیبهشت 1392
» ورزش3:مانچینی در حمایت از لوییس سوآرز:می خواهید او را بکشید؟ »» شنبه 07 اردیبهشت 1392
» روزنوشت:وقتی آبی اناری ها در خانه قرمزها نگاه تلخ و شکست خورده شان را به هم دوختند. »» چهارشنبه 04 اردیبهشت 1392
» روزنوشت:قره قاتی »» سه شنبه 03 اردیبهشت 1392
» ورزش 3:محرومیت سه جلسه ای برای سوآرز در پی گاز گرفتن ایوانوویچ »» سه شنبه 03 اردیبهشت 1392
» ورزش3:رفتار سوآرس به مدارس انگلیس هم سرایت کرد!!!(اشکال نداره خوب کرده دوس داشته!!) »» سه شنبه 03 اردیبهشت 1392
» ورزش3:لویی سوآرس پس از گاز گرفتن!!ایوانوویچ:متاسفم!!!!!! »» دوشنبه 02 اردیبهشت 1392
» روزنوشت:واقعا همه آدما تو گذشت زمان گیر کردن؟؟؟ما محکوم ب زندگی هستیم؟؟ »» یکشنبه 01 اردیبهشت 1392
» عذرخواهی سرخیو آگوئرو از داوید لوییز به خاطر تکل وحشتناکش(خداییش وقتی زد گفتم الان می میره) »» جمعه 30 فروردین 1392
» ورزش3:سردار رویانیان:خوشحالم پرسپولیس به باشگاه تبدیل شده است. »» جمعه 30 فروردین 1392
» روزنوشت:اعصاب خرد از ندیدن 22دق فوت+تحلیل قرعه کشی واسه نیمه نهایی لیگ قهرمانان+افسردگی از ندیدن فوت »» پنجشنبه 29 فروردین 1392
» ورزش3:ایجاد مزاحمت برای لیو مسی از طرف همسایه!! »» چهارشنبه 28 فروردین 1392
» ورزش3:نتایج تحقیقات بارسلونا در زندگی خصوصی جرارد پیکه »» یکشنبه 25 فروردین 1392
» جرارد پیکه:مسی مرجع ماست. »» پنجشنبه 22 فروردین 1392
» در هنگام ورود مهمان باید چه کرد؟طنز!! »» پنجشنبه 22 فروردین 1392
» آشفتگی ذهنی!!حاد!!+تاثیر آهنگای ذهن خراب کن+پارانویان+شیزوفرنی هات!!(شیما)+نشئگی و سرخوشی »» سه شنبه 20 فروردین 1392
» روزنوشت: ذهن خراب من... »» یکشنبه 18 فروردین 1392
» بیوگرافی موراتا بازیکن جوان و بی تجربه رئال که تو الکلاسیکو نزدیک بود گل بزنه! »» جمعه 16 فروردین 1392
» بیوگرافی واران بازیکن جوان و رشید و خوش تکنیک رئال که تو الکلاسیکوها گل زد!!اون عالیه! »» جمعه 16 فروردین 1392
» بیوگرافی ناچو مونرئال بازیکن جوان آرسنال که من تازگیا کشفش کردم و خیلی باحاله!! »» جمعه 16 فروردین 1392
» روزنوشت:اشک های مهدوی کیا در برنامه نود+ی آشغالی ک با گفتن اسمش وبلاگو کثیف نمی کنم »» شنبه 10 فروردین 1392
» روزنوشتکی مشت چرت و چرت ک از زور بیکاری نوشتم... »» سه شنبه 06 فروردین 1392
» روز نوشت: بازوبند کاپیتانی:قدرت یا یک تکه پارچه؟+کریم انصاری فرد+دخیا یا والدس؟مسئله این است!! »» پنجشنبه 24 اسفند 1391
» روزنوشت:شوک الکلاسیکو+نود امشب+آش رشته »» دوشنبه 14 اسفند 1391
» بیو گرافی الشعراووی مهاجم خارق العاده آث میلان(اعتراف:توپ ک میوفته زیر پاش بدن من ب لرزه میوفته) »» جمعه 11 اسفند 1391
» بیوگرافی کیه لینی مدافع توانا و کارآمد یوونتوس(ب قول مزدک میرزایی) »» جمعه 11 اسفند 1391
» بیوگرافی مونتولیوو بازیکن تیم ملی ایتالیا و آث میلان ایتالیا »» جمعه 11 اسفند 1391
» بیوگرافی بونوچی بازیکن خوش قیافه و تکنیکی یوونتوس »» جمعه 11 اسفند 1391
» بیوگرافی دنیله ده رسی بازیکن رم که با توتی هم بازیه... »» جمعه 11 اسفند 1391
» بیوگرافی مارکیزیو بازیکن فوق العاده یوونتوس »» جمعه 11 اسفند 1391
» بیوگرافی پسر بد ایتالیا:ماریو بالوتلی(حتما بخونید زندگی سختی داشته)عاشقشم...همه رو حرص میده!!1 »» جمعه 11 اسفند 1391
» بیوگرافی جووینکو مهاجم جوان یوونتوس که من خیلی زیاد زیاد دوسش دارم!! »» جمعه 11 اسفند 1391

تصویر ثابت

تصویر ثابت